آیت‌الله خامنه‌ای؛ دوقطبی نیروهای خودسر یا حزب‌اللهی‌های‌ سینه‌سپر

آیت‌الله خامنه‌ای؛ دوقطبی نیروهای خودسر یا حزب‌اللهی‌های‌ سینه‌سپر

گروه سیاسی جهان نیوز، امین فرج الهی:شهدای ناجای فتنه گلستان هفتم تکلیفشان مشخص است، نیروی مشغول ماموریت بوده‌اند و در حین خدمت سازمانی به شهادت رسیده‌اند. تا اینجایش را هیچکس، حتی تاج‌زاده هم مشکلی ندارد.

اما آشوب و اغتشاش‌ها در ایران، همیشه یک پای ثابت دیگر هم دارد که به “لباس‌شخصی‌ها” معروفند. همین بچه بسیجی‌های حزب‌اللهی دغدغه‌مندی که هروقت مملکت به هم میریزد و آشوب می‌شود کار و زندگی را ول می‌کنند و کف خیابان می‌آیند، با اغتشاشگران درگیر می‌شوند، کتک می‌خورند و کتک می‌زنند، جانباز و شهید می‌دهند و بعد هم می‌روند سر کار  و زندگی قبلی‌شان. همه صنف و سنی هم دارند: استاد دانشگاه، کارمند، بقال، دانشجو. هم ناجایی‌ها و هم خودی‌ها هم معتقدند اگر اینها نباشند، مقابله با آشوب و اغتشاشها به مراتب سخت‌تر می‌شود. واقعیت هم همین است.

در دودهه اخیر اصلاح‌طلبان و روشنفکران، یاد گرفتند به جای آنکه علنا به جنگ ارزشها بروند، با تحریف همان ارزشها به جنگ ارزشها و ارزشی‌ها بروند. به همین خاطر حزب‌اللهی‌ها را در سیاست به “افراطی و تندرو” ملقب کردند، در فرهنگ “دگم و متحجر” و در امنیت “خودسر و لباس شخصی”. آنها با یکسان‌سازی “حزب‌اللهی متعهد و بسیجی” با مفاهیم دارای بارمنفی نزد جامعه همیشه سعی کرده‌اند “ارزشها” را “تندروی” و “حزب‌اللهی‌ها” را “تندرو” معرفی کنند. این لقبها به خاطر این بود که مساله اصلی که استحاله آنها و بی‌اعتقادی به ارزشهاست پنهان بماند. هر آشوب و اغتشاشی هم در مملکت راه می‌افتد-از 88 گرفته تا اغتشاش دراویش- همیشه یکی از محورهای ثابت اصلاح‌طلبان محکومیت نیروهای خودسر است.

بعد از آشوب اخیر دراویش، شهادت شهید حدادیان علیرغم اینکه به طرز فجیعی شهید شده بود، خیلی توسط دولتی‌ها تحویل گرفته نشد. آنچه این تحویل‌نگرفتن را تکمیل می‌کرد، طعنه‌ها و شماتت‌های ضدانقلاب داخلی و خارجی بود که اصلا حدادیان و حدادیانها چه‌کاره مملکتند، مامور کجا هستند که می‌روند وسط این درگیری‌ها. حضور خودسرهای بی‌مسئولیت در این آشوبها فقط اوضاع را پیچیده می‌کند و بعد هم کشته می‌شوند و اوضاع را بدتر به هم میریزند.فضایی ایجاد شد که گویی قرار بوداین پیامِ ناگفته و نانوشته به جامعه منتقل شود که عاقبت تندروی خودسرانه، همین کشته‌شدن و همین انزوای بعدش است. اینها باعث ایجاد یک غربت فزاینده حول این شهید شده بود.‌

اینکه رهبرانقلاب بازدید از خانواده شهدای فتنه #گلستان_هفتم را از خانه شهید حدادیان شروع کردند، یکی از مهمترین پیامهایش شکستن همین فضا بود. این رفتار، بروز آن جملاتی بود که رهبری تیرماه 93 در واکنش به حملات مکرر روحانی به حزب‌اللهی‌ها گفتند: «سفارشی که من میکنم این است که مراقب باشید جریانهای مؤمن را با شعار اعتدال کنار نزنند؛ بعضی‌ها این کارها را دارند میکنند، من میبینم در صحنه‌ی سیاسی کشور؛ با شعار اعتدال، با شعار پرهیز از افراط، سعی میکنند جریان مؤمن را که در خطرها آن جریان است که زودتر از همه سینه سپر میکند، آن جریان است که دولتها را در مشکلات واقعی به معنای حقیقی کلمه حمایت میکند، کنار بزنند؛ مراقب باشید.» حضور در خانه شهید حدادیان، بوسه به لباس شهید، یعنی تحویل گرفتن حزب‌اللهی‌های سینه‌سپر کف میدان.

 

آیت‌الله خامنه‌ای؛ دوقطبی نیروهای خودسر یا حزب‌اللهی‌های‌ سینه‌سپر

گروه سیاسی جهان نیوز، امین فرج الهی:شهدای ناجای فتنه گلستان هفتم تکلیفشان مشخص است، نیروی مشغول ماموریت بوده‌اند و در حین خدمت سازمانی به شهادت رسیده‌اند. تا اینجایش را هیچکس، حتی تاج‌زاده هم مشکلی ندارد.

اما آشوب و اغتشاش‌ها در ایران، همیشه یک پای ثابت دیگر هم دارد که به “لباس‌شخصی‌ها” معروفند. همین بچه بسیجی‌های حزب‌اللهی دغدغه‌مندی که هروقت مملکت به هم میریزد و آشوب می‌شود کار و زندگی را ول می‌کنند و کف خیابان می‌آیند، با اغتشاشگران درگیر می‌شوند، کتک می‌خورند و کتک می‌زنند، جانباز و شهید می‌دهند و بعد هم می‌روند سر کار  و زندگی قبلی‌شان. همه صنف و سنی هم دارند: استاد دانشگاه، کارمند، بقال، دانشجو. هم ناجایی‌ها و هم خودی‌ها هم معتقدند اگر اینها نباشند، مقابله با آشوب و اغتشاشها به مراتب سخت‌تر می‌شود. واقعیت هم همین است.

در دودهه اخیر اصلاح‌طلبان و روشنفکران، یاد گرفتند به جای آنکه علنا به جنگ ارزشها بروند، با تحریف همان ارزشها به جنگ ارزشها و ارزشی‌ها بروند. به همین خاطر حزب‌اللهی‌ها را در سیاست به “افراطی و تندرو” ملقب کردند، در فرهنگ “دگم و متحجر” و در امنیت “خودسر و لباس شخصی”. آنها با یکسان‌سازی “حزب‌اللهی متعهد و بسیجی” با مفاهیم دارای بارمنفی نزد جامعه همیشه سعی کرده‌اند “ارزشها” را “تندروی” و “حزب‌اللهی‌ها” را “تندرو” معرفی کنند. این لقبها به خاطر این بود که مساله اصلی که استحاله آنها و بی‌اعتقادی به ارزشهاست پنهان بماند. هر آشوب و اغتشاشی هم در مملکت راه می‌افتد-از 88 گرفته تا اغتشاش دراویش- همیشه یکی از محورهای ثابت اصلاح‌طلبان محکومیت نیروهای خودسر است.

بعد از آشوب اخیر دراویش، شهادت شهید حدادیان علیرغم اینکه به طرز فجیعی شهید شده بود، خیلی توسط دولتی‌ها تحویل گرفته نشد. آنچه این تحویل‌نگرفتن را تکمیل می‌کرد، طعنه‌ها و شماتت‌های ضدانقلاب داخلی و خارجی بود که اصلا حدادیان و حدادیانها چه‌کاره مملکتند، مامور کجا هستند که می‌روند وسط این درگیری‌ها. حضور خودسرهای بی‌مسئولیت در این آشوبها فقط اوضاع را پیچیده می‌کند و بعد هم کشته می‌شوند و اوضاع را بدتر به هم میریزند.فضایی ایجاد شد که گویی قرار بوداین پیامِ ناگفته و نانوشته به جامعه منتقل شود که عاقبت تندروی خودسرانه، همین کشته‌شدن و همین انزوای بعدش است. اینها باعث ایجاد یک غربت فزاینده حول این شهید شده بود.‌

اینکه رهبرانقلاب بازدید از خانواده شهدای فتنه #گلستان_هفتم را از خانه شهید حدادیان شروع کردند، یکی از مهمترین پیامهایش شکستن همین فضا بود. این رفتار، بروز آن جملاتی بود که رهبری تیرماه 93 در واکنش به حملات مکرر روحانی به حزب‌اللهی‌ها گفتند: «سفارشی که من میکنم این است که مراقب باشید جریانهای مؤمن را با شعار اعتدال کنار نزنند؛ بعضی‌ها این کارها را دارند میکنند، من میبینم در صحنه‌ی سیاسی کشور؛ با شعار اعتدال، با شعار پرهیز از افراط، سعی میکنند جریان مؤمن را که در خطرها آن جریان است که زودتر از همه سینه سپر میکند، آن جریان است که دولتها را در مشکلات واقعی به معنای حقیقی کلمه حمایت میکند، کنار بزنند؛ مراقب باشید.» حضور در خانه شهید حدادیان، بوسه به لباس شهید، یعنی تحویل گرفتن حزب‌اللهی‌های سینه‌سپر کف میدان.

 

آیت‌الله خامنه‌ای؛ دوقطبی نیروهای خودسر یا حزب‌اللهی‌های‌ سینه‌سپر

Add a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *